سيد محمد كمره اى
228
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
انگهاى او را پاك كردهاند . باز معلوم شد كه انگ اسم من است ، مكارى گاريچى آمده و معلوم نمود . حال حريف نمىشويم بگيريم . بالاخره شرحى از صدرائى و محامد كاشانى در گاردنپارتى بيان نمود كه چه كردهاند ، بعد به خانه آمده ناهار آش سماق خورده ، احمد نبود ، پرسيدم . گفتند به جهت اسماعيل ناهار به مريضخانه برده . وضع صلحيه بعد از ناهار خوابيده ، چايى خورده ، چون دو و نيم به غروب احضاريه سنگلج در خصوص ادعاى آقا شيخ محمد تقى كمرهاى در خصوص صارم همايون شده بود رفتم . سر دو و نيم به غروب وارد صلحيه شدم . گفتند تعطيل است . تعجب كردم كه صلحيه به قدر اينكه بداند چه روز تعطيل است كه كسى را احضار نكند اداره نشده . بعد دكان آقا كربلايى محمد ولى رفته تفصيل را گفتم . هيئت وزرا در انتظار انفصال چايى خورده چهاربند زير جامه هم از دستفروش خريده ، بعد به وزارت داخله رفته عدل الملك را ديدم . گفت محرمانه است كه حكومت براى بروجرد و لرستان معين نخواهد شد . نظام السلطان را شاه ميل ندارد . سردار جنگ هم بهقدر مخارج عده زيادى سوار ، مهمات و ذخيره و پول مىخواهد . وزراء هم در فكر نيستند و شايد پسفردا هم منفصل شوند ، چون فردا عيد بدون وزير نمىشود ماندهاند . تا پسفردا من هم ديگر نخواهم ماند و با اين كابينه مىروم . بعد سفارش استخلاص با كفيل قاضى و محبوسين را يا دادن مخارج آنها را پرسيدم چه كرديد . گفت چند مرتبه جدا اظهار كردم ، حتى به وزراء هم گفتم كه اگر مرخص نكنيد كابينه بعد شايد آنها را به خطر بيندازد . هنوز كه نتيجه گرفته نشده . بعد بيرون آمده از راه سبزهميدان به حجره خلخالى رفته ديدم اظهار دلتنگى از ميرزا على آقا نمود كه مرا تمام كرده و من خبر نداشتم و آقا بهقدر پانزده ماه است كه عيالات و كسانش آمدهاند در اين قحطى از اينجا مىبرده و سابقا هم به جندهبازى و عرق كشف شده كه راهى داشته .